|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 9:56 توسط معین
|
|
||
|
|
|
|
|
حماسه بلدرچين بسیار شنیدنی و آموختنی است ، بلدرچین شباهت زیادی به
کبک دارد و صدای گونه ی نر آن بسیار شنیدنی .
آنان عمدتا در آفریقای شمالی منزل دارند و در زمره گونه های مهاجر محسوب می گردند .به فصل مهاجرت بلدرچین ها در دسته های کوچک و بزرگ و با فاصله ی زمانی اندک به قصد کوچ و هجرت از خواستگاه خود به پرواز در می آیند و در مسیر خود از سرزمینهای هموار و نا هموار و ارتفاعات و ...عبور می کنند تا به دریاها و اقیانوسها برسند . عبور از اقیانوس توامان با مصائب بسیار همراه است .چه بسیار از آنان که به توسط شکارچیان آسمان ناچار به ترک دسته می گردند و تک افتاده و طعمه می گردند و چه بسیار که از فرط خستگی سفر را نیمه رها می سازند .اما دسته هایی که باقی می مانندبه چندین و چند بار در طول سفر مجبور به خلق حماسه ای جاودان می شوند . آنان مجبورند که به جهت ادامه کوچ خود را فنا سازند ..دسته های پیشرو بلدرچین می باید ناجی بازماندگان گردند ..آنان در طول پرواز و به هنگام عبور از دریا به روی آب فرود می ایند تا دیگر دسته ها وبلدرچین ها برپشت آنان قرار گیرند تا پس از رفع خستگی بالها،دوباره اوج گیرند و به راه خود ادامه دهند ،آنانی که سکوی زیرین پرتاب و سنگ آسیاب می شوند خود به زیر آب فرو می روند و غرق می شوند تا دیگر دسته ها باز نمانند و این حماسه را بارها و بارها در طول کوچ بسیار تکرار می کنند تا عاقبت دسته های باقی مانده به سرزمین موعود وارد شوند و در مرغزارها وچراگاه های نا هموار فرود آیند اما این پایان کار نیست . بسیاری از کرک گیران که در جستجوی آوای خوش بلدرچین به ماهرخشان رفته اند، به دامشان می اندازند ،اما بلدرچین در دام و قفس آواز نمی خواند پس بدین حیله متوسل می گردند ،اگر روزی به سیستان و بلوچستان رفتید و یا به افغانستان امروز،شاید جماعتی را ببینید که پرنده ای در مشت دارند که شبها به داخل کیسه کوچکی رهایش می کنند که اندکی بزرگتر از مشت آدمیزاد است و این ترتیب را تا دو هفته ادامه می دهند .پس از دو هفته بلدرچین را به قفسی بزرگ می اندازند . بلدرچین که از قفس مشت آدمی رها گشته، قفس آهنین را محیط بزرگتری می پندارد و به خیال آزادی شروع به خواندن می کند ،گرچه پس از مدتی از خواندن باز می ماند چرا که به آن قفس نیز خو می گیرد .......فروغ فرخزاد سروده است ....پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردنی است ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 14:9 توسط معین
|
|
||
|
|
|
|
|
گــــــــر مريد راه عشقی فکر بدنامی مکن شيخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت حافظ مجموعه "میوه ممنوعه" در ماه رمضان امسال در بین سریال های مناسبتی تلویزیون توانسته بیشترین مخاطب را به خود جذب کند در کنار کاستی هایی که در ساخت آن به چشم می خورد ولی ایفای نقش درخشان بازیگرانی چون علی نصیریان ـ هانیه توسلی ـ گوهر خیراندیش و امیر جعفری به همراه دیالوگ مناسب و کارگردانی خوب توانسته کاری متفاوت را عرضه کند.
داستان این سریال برگرفته از سرگذشت عاشقانه " شيخ صنعان" در منطق الطیر عطار است . خلاصه ای از داستان از وبلاگ جوی بزم در اینجا آورده شده است. شیخ صنعان پیر عهد خویش بود
زاهد پير، چند شب پياپي در خواب مي بيند که از مکه به روم رفته و بر بتي، مدام سجده مي کند. پس از تكرار اين خواب در شبهاي متوالي، او پي مي برد که مانعي در سر راه سلوكش پيش آمده و زمان سختي و دشواري فرا رسيده است. لذا تصميم مي گيرد تا به نداي درون گوش داده و به ديار روم سفر كند. جمع کثيري از مريدان، نيز همراه وي راهي ديار روم مي شوند. در آن ديار، شيخ روزها بر گرد شهر مي گشت تا سرانجام روزي نظرش بر دختري ترسای زيبا افتاده و عاشق او مي شود. شيخ پيرانه سر با آن همه مريد و مقام و با آنهمه ذخيره ي عبادت و توشه ي آخرت به ناگاه همه ي خرمن طاعت خويش را در برق نگاه دختر ترسا به آتش مي كشد و دل و دين مي بازد، ايمان مي دهد و ترسايي مي خرد. شيخ مقيم كوي يار مي شود و همنشين سگان ِكوي؛ و پند و نصيحت ياران را نيز به هيچ مي گيرد.
دختر ترسا از عشق شيخ آگاه مي شود و پس از آنكه در مقام معشوق، ناز كرده و شيخ را به سبب عشقش سرزنش و تحقير مي كند. سرانجام در برابر نياز شيخ، ۴ شرط براي وصال قرار مي دهد: سجده بر بت، خمر نوشي، ترك مسلماني و سوزاندن قرآن. سجده کن پیش بت و قرآن بسوز شيخ عاشق، نوشيدن خمر را مي پذيرد و آن سه ديگر را ،نه. اما پس از نوشيدن خمر و در حال مستي، سه شرط ديگر را نيز اجابت مي كند و زنار مي بندد. كابين ِدختر گران است و شيخ مفلس از پس آن بر نمي آيد؛ ولي دل دختر به حالش سوخته و به جاي سيم و زر، يك سال خوكباني را بر شيخ وظيفه مي كند و شيخ به مدت يكسال خوكباني دختر را اختيار مي كند.
ياران كه تحمل اين خفت و رسوايي را نداشتند، سرانجام شيخ خود را رها مي كنند و به حجاز برمي گردند و گزارش اعمال او را به مريدي (از ياران خاص شيخ) که هنگام سفر روم غايب بود مي دهند. او آنها را سرزنش مي کند که چرا شيخ خود را در چنان حالي رها کرده اند و به همراه ساير مريدان به روم باز مي گردند و معتكف مي شوند و ۴۰ شب به دعا پرداخته و با تضرع و زاري از خدا طلب نجات شيخ را مي كنند. در شب چهلم، سرانجام مريد باوفاي شيخ، پيامبر اسلام (ص) را در خواب مي بيند که به او بشارت رهايي شيخ را مي دهد. او همراه با مريدان عازم ديدار شيخ مي شوند و شيخ را مي بينند که زنـّار بريده و از نو مسلمان شده و توبه كرده است. و همراه با شيخ به سوي حجاز باز مي گردند. شيخ باز مي گردد و دختر را آشفته و مشتاق مي يابد؛ دختر به دست او اسلام مي آورد و چون طاقت فراق از حق را نداشته، در دامان شيخ، جان بر سر ايمان خود مي نهد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 10:59 توسط معین
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 11:24 توسط معین
|
|
||
|
|
|
|
|
دقت ژاپنی ها را ببینید
Look into Japanese Accuracy
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:22 توسط معین
|
|
||