تبليغاتX
سراچه
اجتماعی اخلاقی علمی تفریحی
در مورد قضیه مباهله جسته و گریخته چیزهایی شنیده بودم وخیلی علاقمند بودم که داستان آن را با شرح کاملتری بخوانم در این جا متن نسبتا کاملی آمده است:

مباهله تنها راهي كه براي اثبات حقيقت مي ماند


مدينه‌اولين‌باري‌است‌كه‌ميهماناني‌چنين‌غريبه‌را به‌خود مي‌بيند. كارواني‌متشكل‌از شصت‌ميهمان‌ناآشنا كه‌لباس‌هاي‌بلند مشكي‌پوشيده‌اند، به‌گردنشان‌صليب‌آويخته‌اند، كلاه‌هاي‌جواهرنشان‌برسر گذاشته‌اند، زنجيرهاي‌طلا به‌كمر بسته‌اند و انواع‌و اقسام‌طلا و جواهرات‌را بر لباس‌هاي‌خود نصب‌كرده‌اند. وقتي‌اين‌شصت‌نفر براي‌ديدار با پيامبر، وارد مسجد مي‌شوند، همه‌با حيرت‌و تعجب‌به‌آنها نگاه‌مي‌كنند. امّا پيامبر بي‌اعتنا از كنار آنان‌مي‌گذرد و از مسجد بيرون‌ هم‌هيأت‌ميهمان‌و هم‌مسلمانان‌، از اين‌رفتار پيامبر، غرق‌در تعجب‌و شگفتي‌مي‌شوند. مسلمانان‌تاكنون‌نديده‌اند كه‌پيامبر مهربانشان‌به‌ميهمانان‌بي‌توجهي‌كند. به‌همين‌دليل‌، وقتي‌سرپرست‌هيأت‌مسيحي‌، علت‌بي‌اعتنايي‌پيامبر را سؤال‌مي‌كند، هيچ‌كدام‌از مسلمانان‌پاسخي‌براي‌گفتن‌پيدا نمي‌كنند. تنها راهي‌كه‌به‌نظر همه‌مي‌رسد، اين‌است‌كه‌علت‌اين‌رفتار پيامبر را از حضرت‌علي‌بپرسند، چرا كه‌او نزديك‌ترين‌فرد به‌پيامبر و آگاه‌ترين‌، نسبت‌به‌دين‌و سيره‌و سنت‌اوست‌. مشكل‌، مثل‌هميشه‌به‌دست‌علي‌حل‌مي‌شود. پاسخ‌او اين‌است‌كه‌: «پيامبر با تجملات‌و تشريفات‌، ميانه‌اي‌ندارند؛ اگر مي‌خواهيد موردتوجه‌و استقبال‌پيامبر قرار بگيريد، بايد اين‌طلاجات‌و جواهرات‌و تجملات‌را فروبگذاريد و با هيأتي‌ساده‌، به‌حضور ايشان‌برسيد.» اين‌رفتار پيامبر، هيأت‌ميهمان‌را به‌ياد پيامبرشان‌، حضرت‌مسيح‌مي‌اندازد كه‌خود با نهايت‌سادگي‌مي‌زيست‌و پيروانش‌را نيز به‌رعايت‌سادگي‌سفارش‌مي‌كرد. آنان‌از اين‌كه‌مي‌بينند، در رفتار و كردار، اين‌همه‌از پيامبرشان‌فاصله‌گرفته‌اند، احساس‌شرمساري‌مي‌كنند. ميهمانان‌مسيحي‌وقتي‌جواهرات‌و تجملات‌خود را كنار مي‌گذارند و با هيأتي‌ساده‌ وارد مسجد مي‌شوند، پيامبر از جاي‌برمي‌خيزد و بگرمي‌از آنان‌استقبال‌مي‌كند. شصت‌دانشمند مسيحي‌، دورتادور پيامبر مي‌نشينند و پيامبر به‌يكايك‌آنها خوشامد مي‌گويد. در ميان‌اين‌شصت‌نفر، كه‌همه‌از پيران‌و بزرگان‌مسيحي‌نجران‌هستند، «ابوحارثه‌» اسقف‌بزرگ‌نجران‌و «شرحبيل‌» نيز به‌چشم‌مي‌خورند. پيداست‌كه‌سرپرستي‌هيأت‌را ابوحارثه‌اسقف‌بزرگ‌نجران‌، برعهده‌دارد. او نگاهي‌به‌شرحبيل‌و ديگر همراهان‌خود مي‌اندازد و با پيامبر شروع‌به‌سخن‌گفتن‌مي‌كند: «چندي‌پيش‌نامه‌اي‌از شما به‌دست‌ما رسيد، آمديم‌تا از نزديك‌، حرف‌هاي‌شما را بشنويم‌». پيامبر مي‌فرمايد: «آنچه‌من‌از شما خواسته‌ام‌، پذيرش‌اسلام‌و پرستش‌خداي‌يگانه‌است‌». و براي‌معرفي‌اسلام‌، آياتي‌از قرآن‌را برايشان‌مي‌خواند. اسقف‌اعظم‌پاسخ‌مي‌دهد: «اگر منظور از پذيرش‌اسلام‌، ايمان‌به‌خداست‌، ما قبلاً به‌خدا ايمان‌آورده‌ايم‌و به‌احكام‌او عمل‌مي‌كنيم‌.» پيامبر مي‌فرمايد: «پذيرش‌اسلام‌، آثار و علايمي‌دارد كه‌با آنچه‌شما معتقديد و انجام‌مي‌دهيد، سازگاري‌ندارد. شما براي‌خدا فرزند قائليد و مسيح‌را خدا مي‌دانيد، درحالي‌كه‌اين‌اعتقاد، با پرستش‌خداي‌يگانه‌متفاوت‌است‌.» اسقف‌براي‌لحظاتي‌سكوت‌مي‌كند و در ذهن‌دنبال‌پاسخي‌مناسب‌مي‌گردد. يكي‌ديگر از بزرگان‌مسيحي‌كه‌ اسقف‌را درمانده‌در جواب‌مي‌بيند، به‌ياري‌اش‌مي‌آيد و پاسخ‌مي‌دهد: «مسيح‌به‌اين‌دليل‌فرزند خداست‌كه‌مادر او مريم‌، بدون‌اين‌كه‌با كسي‌ازدواج‌كند، او را به‌دنيا آورد. اين‌نشان‌مي‌دهد كه‌او بايد خداي‌جهان‌باشد.» پيامبر لحظه‌اي‌سكوت‌مي‌كند. ناگهان‌فرشته‌وحي‌نازل‌مي‌شود و پاسخ‌اين‌كلام‌را از جانب‌خداوند براي‌پيامبر مي‌آورد. پيامبر بلافاصله‌پيام‌خداوند را براي‌آنان‌بازگو مي‌كند: «وضع‌حضرت‌عيسي‌در پيشگاه‌خداوند، همانند حضرت‌آدم‌است‌كه‌او را به‌قدرت‌خود از خاك‌آفريد...»
و توضيح‌مي‌دهد كه‌«اگر نداشتن‌پدر دلالت‌بر خدايي‌كند، حضرت‌آدم‌كه‌نه‌پدر داشت‌و نه‌مادر، بيشتر شايسته‌مقام‌خدايي‌است‌. درحالي‌كه‌چنين‌نيست‌و هر دو بنده‌و مخلوق‌خداوند هستند.» لحظات‌بكندي‌مي‌گذرد، همه‌سرها را به‌زير مي‌اندازند و به‌فكر فرو مي‌روند. هيچ‌يك‌از شصت‌دانشمند مسيحي‌، پاسخي‌براي‌اين‌كلام‌پيدا نمي‌كنند. لحظات‌به‌كندي‌مي‌گذرد؛ دانشمندان‌يكي‌يكي‌سرهايشان‌را بلند مي‌كنند و درانتظار شنيدن‌پاسخ‌به‌يكديگر نگاه‌مي‌كنند، به‌اسقف‌اعظم‌، به‌شرحبيل‌؛ امّا.. سكوت‌محض‌. عاقبت‌اسقف‌اعظم‌به‌حرف‌مي‌آيد: «ما قانع‌نشديم‌. تنها راهي‌كه‌براي‌اثبات‌حقيقت‌باقي‌مي‌ماند، اين‌است‌كه‌ با هم‌مباهله‌كنيم‌. يعني‌ما و شما دست‌به‌دعا برداريم‌و از خداوند بخواهيم‌كه‌هركس‌خلاف‌مي‌گويد، به‌عذاب‌خداوند گرفتار شود.» پيامبر لحظه‌اي‌مي‌ماند. تعجب‌مي‌كند از اينكه‌اينان‌اين‌استدلال‌روشن‌را نمي‌پذيرند و مقاومت‌مي‌كنند. مسيحيان‌چشم‌به‌دهان‌پيامبر مي‌دوزند تا پاسخ‌او را بشنوند. در اين‌حال‌، باز فرشته‌وحي‌فرود مي‌آيد و پيام‌خداوند را به‌پيامبر مي‌رساند. پيام‌اين‌است‌: «هركس‌پس‌از روشن‌شدن‌حقيقت‌، با تو به‌انكار و مجادله‌برخيزد، ] به‌مباهله‌دعوتش‌كن‌[ بگو بياييد، شما فرزندانتان‌را بياوريد و ما هم‌فرزندانمان‌، شما زنانتان‌را بياوريد و ما هم‌زنانمان‌. شما جان‌هايتان‌را بياوريد و ما هم‌جان‌هايمان‌، سپس‌با تضرع‌به‌درگاه‌خدا رويم‌و لعنت‌او را بر دروغگويان‌طلب‌كنيم‌.» پيامبر پس‌از انتقال‌پيام‌خداوند به‌آنان‌، اعلام‌مي‌كند كه‌من‌براي‌مباهله‌آماده‌ام‌. دانشمندان‌مسيحي‌به‌هم‌نگاه‌مي‌كنند، پيداست‌كه‌برخي‌از اين‌پيشنهاد اسقف‌رضايتمند نيستند، امّا انگار چاره‌اي‌نيست‌. زمان‌مراسم‌مباهله‌، صبح‌روز بعد و مكان‌آن‌صحراي‌بيرون‌مدينه‌تعيين‌مي‌شود. دانشمندان‌مسيحي‌موقتاً با پيامبر خداحافظي‌مي‌كنند و به‌اقامتگاه‌خود باز مي‌گردند تا براي‌مراسم‌مباهله‌آماده‌شوند. صبح‌است‌، شصت‌دانشمند مسيحي‌در بيرون‌مدينه‌ايستاده‌اند و چشم‌به‌دروازه‌مدينه‌دوخته‌اند تا محمد با لشكري‌از ياران‌خود، از شهر خارج‌شود و در مراسم‌مباهله‌حضور پيدا كند. تعداد زيادي‌از مسلمانان‌نيز در كنار دروازه‌شهر و در اطراف‌مسيحيان‌و در طول‌مسير صف‌كشيده‌اند تا بينندة‌اين‌مراسم‌بي‌نظير و بي‌سابقه‌باشند. نفس‌ها در سينه‌حبس‌شده‌و همه‌چشم‌ها به‌دروازه‌مدينه‌خيره‌شده‌است‌. لحظات‌انتظار سپري‌مي‌شود و پيامبر درحالي‌كه‌حسين‌را در آغوش‌دارد و دست‌حسن‌را در دست‌، از دروازه‌مدينه‌خارج‌مي‌شود. پشت‌سر او تنها يك‌مرد و زن‌ديده‌مي‌شوند. اين‌مرد علي‌است‌و اين‌زن‌فاطمه‌. تعجب‌و حيرت‌، همراه‌با نگراني‌و وحشت‌بر دل‌مسيحيان‌سايه‌مي‌افكند. شرحبيل‌به‌اسقف‌مي‌گويد: نگاه‌كن‌. او فقط‌دختر، داماد و دو نوة‌ خود را به‌همراه‌آورده‌است‌. اسقف‌كه‌صدايش‌از التهاب‌مي‌لرزد، مي‌گويد: «همين‌نشان‌حقانيت‌است‌. به‌جاي‌اين‌كه‌لشكري‌را براي‌مباهله‌بياورد، فقط‌عزيزان‌و نزديكان‌خود را آورده‌است‌، پيداست‌به‌ حقانيت‌دعوت‌خود مطمئن‌است‌كه‌عزيزترين‌كسانش‌را سپر بلا ساخته‌است‌.» شر حبيل‌مي‌گويد: «ديروز محمد گفت‌كه‌فرزندانمان‌و زنانمان‌و جان‌هايمان‌. پيداست‌كه‌علي‌را به‌عنوان‌جان‌خود همراه‌آورده‌است‌.» «آري‌، علي‌براي‌محمد از جان‌عزيزتر است‌. در كتاب‌هاي‌قديمي‌ما، نام‌او به‌عنوان‌وصي‌و جانشين‌او آمده‌است‌...» دراين‌حال‌، چندين‌نفر از مسيحيان‌خود را به‌اسقف‌مي‌رسانند و با نگراني‌و اضطراب‌مي‌گويند: «ما به‌اين‌مباهله‌تن‌نمي‌دهيم‌. چرا كه‌عذاب‌خدا را براي‌خود حتمي‌مي‌شماريم‌.» چند نفر ديگر ادامه‌مي‌دهند: «مباهله‌مصلحت‌نيست‌. چه‌بسا عذاب‌، همه‌مسيحيان‌را دربر بگيرد.» كم‌كم‌تشويش‌و ولوله‌در ميان‌تمام‌دانشمندان‌مسيحي‌مي‌افتد و همه‌تلاش‌مي‌كنند كه‌به‌نحوي‌اسقف‌را از انجام‌اين‌مباهله‌بازدارند. اسقف‌به‌بالاي‌سنگي‌مي‌رود، به‌اشاره‌دست‌، همه‌را آرام‌مي‌كند و درحاليكه‌چانه‌و موهاي‌سپيد ريشش‌از التهاب‌مي‌لرزد، مي‌گويد: «من‌معتقدم‌كه‌مباهله‌صلاح‌نيست‌. اين‌پنج‌چهره‌نوراني‌كه‌من‌مي‌بينم‌، اگر دست‌به‌دعا بردارند، كوه‌ها را از زمين‌مي‌كنند، درصورت‌وقوع‌مباهله‌، نابودي‌ما حتمي‌است‌و چه‌بسا عذاب‌، همه‌مسيحيان‌جهان‌را دربر بگيرد.» اسقف‌از سنگ‌پايين‌مي‌آيد و با دست‌و پاي‌لرزان‌و مرتعش‌، خود را به‌پيامبر مي‌رساند. بقيه‌نيز دنبال‌او روانه‌مي‌شوند. اسقف‌در مقابل‌پيامبر، با خضوع‌و تواضع‌، سرش‌را به‌زير مي‌افكند و مي‌گويد: «ما را از مباهله‌معاف‌كنيد. هر شرطي‌كه‌داشته‌باشيد، قبول‌مي‌كنيم‌.» پيامبر با بزرگواري‌و مهرباني‌، انصرافشان‌را از مباهله‌مي‌پذيرد و مي‌پذيرد كه‌به‌ازاي‌پرداخت‌ماليات‌، از جان‌و مال‌آنان‌و مردم‌نجران‌، در مقابل‌دشمنان‌، محافظت‌كند. خبر اين‌واقعه‌، بسرعت‌در ميان‌مسيحيان‌نجران‌و ديگر مناطق‌پخش‌مي‌شود و مسيحيان‌حقيقت‌جو را به‌مدينة‌پيامبر سوق‌مي‌دهد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:25  توسط معین  | 

 

استاد وارد كلاس شد ليوان آبي دردست داشت رو به دانشجويان كرد وگفت:وزن اين ليوان چقدر است؟


-100 گرم


-50 گرم


استاد گفت: من بدون وزن كردن نمي توانم وزن دقيق آن را بگويم.اما سوال اين است اگر اين ليوان چند دقيقه در دست من باشد چه اتفاقي مي افتد؟


-هيچ اتفاقي نمي افتد!


-اگر يك ساعت دردست من باشد چه مي شود؟


-عضلات دستتان بي حس مي شود!


-اگر يك روز نگه دارم چه مي شود؟


-....


-دست من بي حس مي شود.درحاليكه وزن  ليوان تغييري نكرده است .حال چه كنم ؟


يكي از دانشجويان گفت: آن ليوان را كنار بگذاريد.


استاد به آرامي ليوان را كنار گذاشت وگفت:مسئله همين است .ليوان را كنار بگذاريد مثل مشكلات زندگي.اگر چند دقيقه در ذهنتان به آنها فكر كنيد هيچ اتفاقي نمي افتد.اگر يك ساعت به آنها فكر كنيد سردرد مي گيريد واگر تمام روز به آنها فكر كنيد زندگيتان فلج مي شود.


فكر كردن به مشكلات زندگي مهم ولازم است اما بايد درپايان روز آنها را زمين بگذاريد ونفس راحتي بكشيد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:42  توسط معین  | 

این مطلب از یک ایمیل بدستم رسید جالبه والبته طنز است !  
 
شهر هرت
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
 
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن
 
شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
 
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟
 
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
 
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
 
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
 
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
 
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
 
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
 
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
 
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
 
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
 
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
 
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
 
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
 
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
 
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام
 
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
 
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
 
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
 
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
 
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
 
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
 
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...
 
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
 
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
 
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..
 
شهر هرت جايي است که .......
 
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 11:37  توسط معین  | 

زمانی كه عصبانی هستند و یا اضطراب دارید، هورمون‌هایی در بدن ترشح می‌شوند كه اسیدی هستند و همین هورمون‌های اسیدی باعث پوكی استخوان می‌شود.
نشانگر
زمانی كه عصبانی هستند و یا اضطراب دارید، هورمون‌هایی در بدن ترشح می‌شوند كه اسیدی هستند و همین هورمون‌های اسیدی باعث پوكی استخوان می‌شود.
به گزارش پایگاه اینترنتی دویچه‌وله (رادیو آلمان)، یكی از بیماری‌هایی كه ارتباط مستقیم با نوع تغذیه دارد، پوكی استخوان است كه این مشكل بیشتر در خانم‌ها و بعد از سن یائسگی بروز می‌كند.
تحلیل بافت درونی استخوان كه منجر به كم شدن تراكم استخوان و یا پوكی استخوان می‌شود، بیماری چند عاملی است كه نوع تغذیه فرد یكی از فاكتورهای تاثیر گذار در روند پیشرفت آن است.
از هر شش زنی كه در دهه ‪ ۵۰‬سالگی هستند، یكی دچار پوكی استخوان است و این تعداد میان زنانی كه در در دهه ‪ ۶۰‬سالگی هستند، به یك چهارم و در دهه ‪ ۷۰‬سالگی به یك سوم می‌رسد.
برخلاف آنچه تصور می‌شود، تنها كمبود كلسیم موجب پوكی استخوان نمی‌شود.
كاهش تولید هورمون‌های زنانه بعد از سن یائسگی، كم تحركی، وزن بالا و تغذیه نادرست از عوامل تشدیدكننده روند تحلیل استخوان هستند و عامل موثر بعدی، اسیدی شدن مایعات درون بدن است كه این اسیدی شدن پروسه جذب املاح، ویتامین‌ها و به ویژه كلسیم را مختل می‌كند.
هورمون‌هایی كه زمان عصبانیت یا اضطراب ترشح می‌شوند اسیدی هستند. مصرف میوه و سبزیجات محیط اسیدی بدن را خنثی می‌كند و جذب املاح و ویتامین‌ها را افزایش می‌دهد.
اما مصرف دارو بعد از تشخیص بیماری كه توسط تصویربرداری از استخوان ها به كمك اشعه ایكس صورت می‌گیرد، مهم‌ترین راه جلوگیری از پیشرفت پوكی استخوان است.
متاسفانه عكس برداری با دستگاه‌های سنجش تراكم استخوان هزینه نسبتا بالایی دارد و اغلب خانم‌ها انجام آزمایش‌های سالانه (چكاب) را به همین علت جدی نمی‌گیرند.
در این میان می‌توان از روش دیگری برای سنجش تراكم استخوان استفاده كرد.
با استفاده از تصویری كه از دندان‌ها و استخوان‌های فك در دندانپزشكی گرفته می‌شود و یك برنامه رایانه‌ای ویژه، می‌توان تراكم استخوانی فرد را سنجید.
این برنامه رایانه‌ای به زودی روی دستگاه‌های عكسبرداری در دنداپزشكی نصب خواهد شد.
خبرگزارى جمهورى اسلامي (ايرنا)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:35  توسط معین  | 

 

بیکن : برای خوشبخت زیستن باید موقعیت های مناسب ایجاد کنیم نه اینکه در انتظار آن باشیم .

بودا : هیچ کس جز خود ما مسئول بدبختی و خوشبختی های ما نیست .

ابراهام لینکلن : هر کاری را که تصمیم به انجام آن گرفتید , نصف آن را انجام داده اید .

ناپلئون : خونسردی بزرگ ترین صفت یک فرمانده است .

حضرت محمد (ص) : حربه ضعیفان شکایت است .

ولتر : کسی که از مرگ میترسد از زندگی هم میترسد .

حضرت علی (ع) : بلند پایه ترین مردم در خرد و اندیشه کسی است که خود را از مشورت بی نیاز نداند .

ون گوک : کسی که رحم و محبت می آفریند , زندگی خلق میکند .

کنفسیوس : به جای این که به تاریکی لعنت بفرستید , یک شمع روشن کنید .

ناپلئون : بهترین شکل حکمرانی , سلطنت بر قلوب است .

گاندی : شاید ثمره کلام دلنشین را که امروز بر زبان می آورید فردا بچشید .

حضرت علی (ع) : آن که تواناتر است آسان تر می بخشد .

ابراهام لینکلن : تنها شجاعت گام نهادن در راه باعث می شود تا راه خود را بنماید .

حضرت محمد (ص) : داناترین مردم کسی است که از مردم نادان فرار کند .

سعدی : دل دوستان آزردن , مراد دشمنان برآوردن است .

حضرت محمد (ص) : پدرت را مراعات کن تا پسرت تو را مراعات کند .

ویلبر رایت : آینده را قضا و قدر می سازد و امید و تلاش تو آن را می گذراند .

حسین رحمت نژاد : اگر افکار خود را پریشان رها کنیم , به دنبال زشتی ها و پلیدی ها می رود .

مثل چینی : هر سفر هزار فرسنگی با یک گام شروع می شود .

مثل بلژیکی : دشوارترین قدم , همان قدم اول است .

ناپلئون : شجاعت حقیقی در غلبه بر سختی های زندگی است .

افلاطون : ناتوان ترین مردم آن کسی است که نتواند راز خود را نگه دارد .

بیکن : برای خوشبخت زیستن باید موقعیت های مناسب ایجاد کنیم نه اینکه در انتظار آن باشیم .

آندره ژید : بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان می نگری .

لابرویر : برای کسی که آهسته و پیوسته راه می رود هیچ راهی دور نیست .

دیل کارنگی : عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان کوچک آشکار می شود .

آبراهام لینکلن : درجه سعادت اشخاص به میل خود آنها بستگی دارد .

منتسکیو : انسان مانند رودخانه است , هر چه عمیق تر باشد آرام تر و متواضع تر است .

بزرگمهر : تقدیر , ارباب مردمان ترسوست و برده مردمان شجاع .

ناپلئون : نا امیدی نخستین گامی است که شخص به سوی گور برمی دارد .

مثل آفریقایی : حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است .

شکسپیر : غرور , روشن ترین نشانه بلاهت است .

مثل چینی : مردی که کوه را از میان برداشت , مردی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .

برناردشاو : مردی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است .

کارلایل : هر کار بزرگ در آغاز محال به نظر میرسد .

ناپلئون : مقصرترین مردم کسانی هستند که روح مایوس دارند .

گوته : کسی که دارای عزم راسخ باشد جهان را مطابق میل خود عوض می کند .

ناپلئون: بین پیروزی و شکست یک قدم بیشتر فاصله نیست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 14:11  توسط معین  | 

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی
که سپری ميشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده
و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید
تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما
تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟
 
یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4
مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او
حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق،
احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به
تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید
 
شخص مورد نظر شما هست یا خیر.
 
 
 
1- ارتباط

وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به
 
کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد
 
یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟
 
نقاط قوت:
  • شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از  آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
  •  
  • شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید. 
  •  
  • در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.
نقاط ضعف :
  •  
  • شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از
  •  
  • طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما
  •  
  • را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد. 
  •  
  • کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین
  •  
  • دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و
  •  
  • رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود. 
  •  
  • هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.
     
     
2- عشق

یک رابطه سالم و يا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد.
 
آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را
 
 به بازی گرفته اید؟
 
نقاط قوت :
  •  
  • در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم مي ایستید. 
  •  
  • از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانيد طرف مقابل خود را شاد کنید.
  •  
  • صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
  •  
  • از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید. 
  •  
  • جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.
نقاط ضعف :
  •  
  • در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد. 
  •  
  • شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد. 
  •  
  • تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید. 
  •  
  • سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد. 
  •  
  • در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.
     
     
3- احترام

رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود.
 
زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام
 
شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.
 
نقاط قوت:
  • شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید. 
  •  علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید. 
  •  
  • برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.
نقاط ضعف :
  • در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
  •  
  • شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و
  •  
  • همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد. 
  •  
  • شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید. 
  •  
  • شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.
 
از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید
 
آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید
 
که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه،
 
احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 11:14  توسط معین  | 

با تبریک سال نو میلادی ۲۰۰۷   HAPPY NEW YEAR 2007

 سال نو میلادی رو به تمام   مسیحیان دنیا تبریک عرض می کنم

 

http://chain.999source.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 11:28  توسط معین  | 

روزنامه ایران -  چهارشنبه ۶ دى ۱۳۸۵

همدان
۳۰ درجه زير صفر

در عکس میدانی در شهر همدان کاملا در یخبندان مشاهده می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 12:51  توسط معین  | 

در جریان سفر رئیس جمهور به استان کرمانشاه

عکس خودش گویای همه چیز است :

عکس / باقر نصیر

" خبرگزاری مهر "

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:42  توسط معین  |