تبليغاتX
سراچه
اجتماعی اخلاقی علمی تفریحی
کسی رو برای دوستی انتخاب کن که دلش آنقدر بزرگ باشه که نخوای برای
جا شدن تو دلش خودتو کوچيک کنی !
 
********

   چاکراه ها در بدن

   هر انساني نيروي بالقوه اي براي كامل بودن در خود دارد. نيروي شگفت انگيز و فريبنده أي كه اعجاز خلقت محسوب مي شود. نام ديگر اين نيروي بالقوه «چاكرا» مي باشد. چاكراها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه بر اين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة‌ تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است.
    طبق دست نوشته هاي قديمي 88000 چاكرا در بدن هر يك از ما وجود دارد و به ندرت مي توان نقطه أي در بدن انسان پيدا كرد كه در برابر دريافت و انتقال يا تغيير دادن انرژي ها حساس نباشد. فقط حدود 40 چاكراي فرعي وجود دارد كه مهمترين آنها در طحال، پشت گردن، كف دست ها و كف پاها قرار دارند. اما تقسيم بندي ديگري هم براي تعداد چاكراها وجود دارد كه مي گويند چاكراهي مهم در بدن انسان 7 تا مي باشند كه دائما در حال چرخش به سر مي برند. چرخش چاكراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه هاي ساعت) و در زنان به سمت چپ مي باشد. وقتي درمانگران مي خواهند چاكرايي را تقويت كنند مي توانند در جهت چرخش چاكراها كار درمان را انجام دهند. مثلا در رايحه درماني مي توان مواد معطر را به صورت دوراني در جهت چرخش چاكراها حركت داد يا اگر با سنگ هاي قيمتي مي خواهيد روي چاكراها تأثير بگذاريد باز مي توانيد جهت چرخش چاكراها را در نظر داشته باشيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 10:28  توسط معین  | 

کویر نباشیم بیایید اگر میتوانیم چشمه باشیم
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 18:33  توسط معین  | 

 

 

التماس دعا
 
جناب حافظ سرودند:
 
اگر آن ترك شيرازي بدست آرَد دل ما را
 
بخال هندويش بخشـم، سمرقند و بخـارا را
 
 
 
ساليان سال بعد، صائب سرودند:
 
اگر آن ترك شيرازي بدست آرَد دل ما را
 
بخال هندويش بخشم، سر و دست و تن و پا را
 
اگر چيزي كسي بخشد، ز مال خويشتن بخشد
 
نه چون حافظ كه مي‌بخشد سمرقند و بخارا را
 
 
 
ساليان سال بعد، شهريار سرودند:
 
اگر آن ترك شيرازي بدست آرَد دل ما را
 
به خال هندويش بخشم، تمام روح و اجزا را
 
سر و دست و تن و پا را به خاك گور مي‌بخشند
 
نه بر آن ترك شيرازي كه شور افكند دل ما را
 
 
و ساليان سال بعد يكي از شاعران كوچه و بازار گفت:
 
اگر آن ترك شيرازي بدست آرَد دل ما را
 
به خال هندويش بخشم، يه من كشك و دو من قارا
 
سر و دست و تن و پا را زخاك گور مي‌دانيم
 
ز مال غير مي‌دانيم، سمرقند و بخارا را
 
و عزرائيل ز ما گيرد تمام روح و اجزا را
 
چه خوشتر مي‌تواند بود، از آن كشت و دو من قارا؟
 
 
نكته‌ي اخلاقي:
 
اگر شما نيك نظر بكردندي، خوب ديدندي، كه تمام اينها اشتباه كردندي.
 
شكي نيستندي كه هر كسي در هر جايي چيزي از كسي بگرفتندي،
 
 در عوض آن چيز ديگري پس دادندي، در نتيجه آن ترك شيرازي
 
 به عوض دل ما يه چيزي بدهكار بودندي!
 
حالا اگر تو طبع شعر داشتندي، به آن ترك شيرازي مي‌گفتندي كه :
 
اگر آن ترك شيرازي به دست آوردندي دل ما را
...
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:41  توسط معین  |